تبليغاتX
به من چه که زنها احمقن ؟

به من چه که زنها احمقن ؟

لاطائلات من

تنگ نظری ادمها بیهودگی تلاشهایت برای هیچ.حماقت وسادگی.فریب.درهای همیشه تاابدبسته.زندگیت دردستان بیرحم تقدیر.وتمام اینهابخاطراینست که بایدبه انچه دوست میداشتی می رسیدی والا مجبوری دوست بداری انچه راکه به ان رسیده ای.حتی اگردوست داشتنی نباشد..که نیست...نیست....
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 21:45  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

چارلی چابلین میگه:زندگی ازنزدیک تراژیکه وازدورکمدیک.وخداییش راس میگه.براهمینم من که سعی میکنم ازدوردورا بهش نیگاکنم وهی بخندم.شماچی رفقا؟!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 15:20  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

من زنی دردرون خودم دارم که به خودش اعتماددارد.گاهی می برد.گاهی می بازد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 21:43  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

به توگفتم هواراازمن بگیر.خنده ات رانه.اماتورفتی وحتی اخمهایت اخم خندهایت راهم باخودبردی.بیوفایارمن.گرم یاداوری یانه من ازیادت نمی کاهم...بی بدیل من...دیریافته...دیگربرای که هدیه بخرم؟غرغرهایم رابرای که نگه دارم؟هیچ کی تونمیشه هیچکی...افسوس...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 7:54  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

کتابهای اناگاوالدا.دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد.والبته یک کتاب ازسالینجربه نام هفته ای یکبارادمونمی کشه.به خواندنش می ارزد رفقا.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 13:57  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

واقعاچیزعجیبی است این دنیا.تقدیر سرنوشت...واینکه حالااینجاوچقدردیر...نمیشدپیش ترازاینهاهمدیگرراببینیم دیریافته؟
+ نوشته شده در  جمعه دهم تیر 1390ساعت 9:52  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

اخ خدا این انصاف نیست.زندگی حق ندارداین اندازه بیرحم باشدوبه ادم فرصت جبران خطاهاراندهد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 19:58  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

اره راسته رفیق.همیشه بایدباقطارقبلی می رسیدم.ولی چه باک مهم رسیدنه.بی خیال.مهم رسیدنه حتی اگه دیرحتی اگه کوتاه وزودگذر.ای دیریافته باتوسخن می گویم بسان علف که باصحرا بسان پرنده که بابهاربسان درخت که باجنگل سخن می گویددستت رابه من بده نامت رابه من بگوزیراکه من ریشه های ترادریافته ام.بالبانت برای همه لبهاسخن گفته ام...
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت 15:26  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

افسوس که همیشه وقتی پیدایش می کنی که دیگردیرشده است.وقتی که دیگرمشکل بتوان چیزی راتغییرداد.تقدیرعجیبی است.تقدیرراباوردارم.ولی شاید.............

+ نوشته شده در  جمعه دوم اردیبهشت 1390ساعت 17:9  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  | 

ازتنهایی مگریز گاهی ان رابجوی وتحمل کن!
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 18:15  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)  |