هیچ کس هیچ کسی رانشناخت. (محمدزهری)
همیشه تنهایی .حتی نزدیکترین کسانت نمیفهمندت همیشه ازاین کج فهمیهای دیگران زجر میکشی زندگی رسم خوشایندی نیست فریدون عزیز وباخواندن همهءدیوانهای سهراب هم التیام نمی یابد .بعضی موقعها احساس میکنم مرده ها به من نزدیکترند تا زنده ها.زندگی ادم راقانع می کند قانع به همان چیزهایی که هست نه چیزهایی که همیشه میخواستی وهیچوقت بدست نیاوردی وهمهءکتابهای چگونه دردو سوت خوشبخت شویم را به سخره می گیرد این زندگی.
وقت کردید کتاب ناطوردشت اثردی .جی.سلینجررابخوانید محشراست.روایت دوره ای اززندگی یک پسرنوجوان امریکایی است.داستانهای کوتاه چخوف هم وعده ای یکبارتجویزمی شود .بیشترهم شدچه بهتر .
سلام بر توای قرابت تنهایی اتاق رابه توتسلیم می کنم.
21/5/85
