دلم برای همهء چیزهای گذشته تنگ شده است.و این عیب است می دانم.ادم باید در حال زندگی کند ولی اصلا دلم برای ان ریحانهء قبلی تنگ نشده.حالا همه چیز فرق کرده خوب یا بد ولی این تغییر لازم بود .تاسف نمی خورم اما می توانست خیلی بهتر از این باشد.اگر کمی فقط کمی از تجربهء پدران ومادران ...امان از کله شقی..امیدوارم تو بهتر از من زندگی کنی سوفیای من!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 14:35  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
گاهی وقتها احساس می کنم مثل اناری هستم که دایم دارد چلانده می شود ویکریز و پیاپی فشرده می شود.اخ پدر مادر حالا همهءچیزهایی را که دو سال قبل نمی فهمیدم خوب می فهمم خوب...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 15:48  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
ادم هیچوقت قدر چیزهایی را که دارد نمی داند.اخ اخ از انهمه ساده لوحی وحماقت.ای کاش ساعتها به عقب برمی گشتندومن نیمهء گمشده ام را عاشقانه تر بر میگزیدم.دوستش داری؟واین سوال نخستین هرروز مثل یک پتک توی سرم فرود می اید.وعمق این اشتباه بزرگ مرا در خود فرو می برد.و اکنون در می یابم.افسوس بی اندازه دیر است...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 19:39  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 15:50  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
سوفیای عزیزم، اینجوری بهت زده به دنیا و آدماش نیگا نکن، کم کم بهش عادت میکنی (از طرف داییت.)
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 15:43  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
کتاب دفترچه ی ممنوع به قلم البادسس پدس وبا ترجمه ی خوب بهمن فرزانه.خواندنش را به همهء مادران ودختران وحتی به همهءپدران وپسران پیشنهاد می کنم.خود خود زندگیست.وهمهء ان چیزهایی که می خاستی بگویی ونمی توانستی وبه قالب کلمات در نمی امدند.فقط بخوانیدش وسطر به سطرش را به یاد بیاورید.مثل مرور خاطرات.این کتاب دفتر خاطرات همهء ماست.همهء ما زنها.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 12:15  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
زندگی بعضی وقتها فقط بعضی وقتها می تونه عادلانه هم باشه۰ (حسین ط)هی دختر اینقدر تلخ نباش بعضی وقتها خردکی امید هم بد نیست.ممنونم دایی.
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:18  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|
از غمهای بزرگم ترانه های کوچک ساختم. کتاب عقده ی ادیپ من نوشته ی فرانک اکانر.وقت کردید بخوانید.می ارزد...
+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 16:7  توسط ریحانه مختاریان(م. بیگانه)
|